تبليغاتX
....تماشاي باران

....تماشاي باران
تيغ بركش اي فرياد ورجاوند كه هنگام هنگامه هاست ورنه ديوها افسانه هاي زيبا را تسخير ميكنند

سعيد

من سعيد آئينه وند (بختياري) وكيل پايه يك دادگستري و فوق ليسانس حقوق هستم.. به ايران و ايراني و پارسي گويان جهان عشق ميورزم و اميدوارم همه فلات ايران به زير يك درفش درآيد.. در اين وبلاگ به همه چيز ميپردازم از سياست تا حقوق و غيره... سعي ميكنم از سياست زدگي پرهيز كنم و واقع بين باشم.. دوست دارم با همه دوست باشم.. قبلا اسم اين وبلاگ" گفتگوهاي تنهايي " بود .

» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» اگر دين نداريد.....
» سقوط
» در ستايش حقوق بشر
» ريس جمهور همه چي دان...!!!!
» من از ابطحي متنفرم..
» استاد شجريان و تعهد...
» نكند اندوهي...
» دمكراسي ايراني.....
» براي ابطحي و ديگران....... در شب اعتراف
» كارنامه آيت الله....

نكند اندوهي... سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

 بعضي روزا دوست دارم تا هميشه لحظاتي ادامه ميداشت... مثل اون لحظاتي كه هميشه موفقي و يا اينكه حداقل احساس ميكني غمي نيست!!! اما مياد... حتي  سهراب سپري هم وقتي پاهاشو مي ذاره تو آب  و ميگه من چه سبزم امروز و چه اندازه  تنم بيدار است ميترسه و با ترس ميگه نكند اندوهي سر رسد از پس كوه... ولي هميشه  اين اندوه لامصب سرميرسه و كاسه كوزه  مونو بهم ميرزه!!!  داشتم فكر ميكردم كه چه لحظات خوبي تو زندگيم بوده و راستش فكر ميكردم كه الانم چه خوبه كه يهو اندوه سررسيد.... بنابراين تصميم گرفتم ديگه از اين فكرا نكنم..!!!


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دمكراسي ايراني..... یکشنبه هجدهم مرداد 1388

خواستم نقدي براي دادگاه سران اغتشاشات اخير (جناح اصلاح طلب سابق) و يا مخمليون بنويسم ديدم  جناب اعلمي نماينده سابق مجلس و چهره شجاع  امروز كه فعلا در آزادي بسر ميبره و گويا قدرشو نميدونه!!! نقد گزنده و در عين حال حقوقي بر اين ماجرا نوشته مي تونيد از اينجا بخونيد... اما نمي تونم پنهان كنم كه از اين ماجرا ناراحتم و نميدونم چي ميشه البته مي تونم حدس بزنم كه بعدا با عفو ملوكانه!!!!!!  يه مقداري اوضاع آرام بشه  اما ايراني كه دوستش داريم روز به روز به سمت عقب در حال حركته...وقتي نامه محققانه استاد مسلم حوزه و دانشگاه "فرزند فقاهت" دكتر  سيد مصطفي محقق داماد و ديدم كه مي تونيد از اينجا بخونيد  احساس خطرم جدي تر شد.... اميدوارم هرچه زودتر اوضاع برگرده به روز اول..... بايد بپذيريم كه در ايران زندگي ميكنيم با دمكراسي ايراني.......

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

براي ابطحي و ديگران....... در شب اعتراف یکشنبه یازدهم مرداد 1388

 براي سران اصلاحات

براي ابطحي...بهزاد نبوي....ميردامادي...رمضان زاده...

هول

خواب می بینم
 که دماوند گران سنگ از میان رفته است
 کوه ورجاوند پیروزی
کوه پیشانی بلند آسمان آهنگ
 از میان رفته است
خواب می بینم
 کز همه موی سپید و یال سیم اندود
ریشه هایی مانده خون آلود
کوه زیبا از میان رفته است
 و تهی جای عظیمش معبر بادی است پیچنده
 گرد من تا چشم می بیند
 سر به سر لوت بیابان است
 وندر آن جا سوگوارانند
آشنایانند و یارانند
 خسته یا افتاده یا بشکسته جان درهم
مردمی همچون کلوخ کهنه اند و بی قرارانند
 آسمان بسته است
 آسمان بسته است همچون طاقهای ضربی مسجد
کاشی اش را سیمهای خارداری نقش افکنده است
 بر فراز پشته ای از کاه بنشسته
 مرد لوچی کز فلز اعتقاد مردمان بر پایشان زنجیر می بندد

 وز هراسی سخت
سخت می خندد
خواب می بینم
 کز کنار بام
 دختری گردن کشیده چون نهال لاله ای غمگین
دستمال آبی اش را می دهد بر باد
رهگذاری پاپتی مشتاق
می دود آغوش بگشوده
در پی آن آبی ژولیده با باد پیچیده
 تا میان شهر خلوت شهر آسوده
خواب می بینم
 در کنار بوته زاری شاعری فریاد می دارد
دامن گلهای یاس آبی ام هر شب
 عطر نیلی فام خود را پخش خواهد کرد
 و من از دریای تنهایی
 غنچه مرجان رنگارنگ خواهم چید
در کنار بوته زار اما
سوسمار از تشنگی بر خاک می میرد
 عاشقی آنسوترک آواز می خواند
 همره پرواز لک لک های وحشی از دیار ما
مرغ شب پیما سفر کردی
 باز اما باز
من مسیرت را به روی جاده های کهکشان تا صبح
 پاس خواهم داد
من ولی در خواب می بینم
 کوه کوهان از میان رفته است
 خوابهای تیره می بینم
 من در اعماق سیاه خواب
مردمی بی چهره می بینم
مردم بی چهره خاموشند
 مردم بی چهره سر تا پا سیه پوشند
 دستمال کوچک آبی
 از میان مردم خاموش می لغزد
 پاپتی پوینده و خواهان میان شهر می رقصد
 مردم بی چهره می جنبند
 مردم بی چهره در مهتاب می رقصند
یکنفرشان دست را در رقص وحشت می کند از تن جدا آنجا
یک نفر سر
یک نفر پا
 وای
 خواب دهشت زا
هر کسی دست آوریده های خون آلوده خود را کند ازپیکر
 می نهد بر خاک
باشد از این هدیه ها کم کم
پر شود ویرانه ماتم
قدر برآرد کوه یکتایی که سر می سود بر افلک
مردم بی چهره پا کوبان و وحشتناک می رقصند
پیش می ایند با آهنگ طبل قلبشان بی باک می رقصند
من به خود در خواب می تابم
من هراسان چشم می بیندم درون خواب می خوابم
 باز می بینم
یک به یک از طاق ضربی کاشی گلدار می ریزد
 باد
 در مسیرش عطر نیلی فام شب از قله های شعر می روید
عاشقان خفته را انگشت سرد صبحدم بر شیشه می کوبد
دستمال آبی پندار
 همچو رویاهای مهتابی شبان پردار
 بر تمام کوچه های خواب من پروازمی گیرد
 گاه چون دریا
دامن افشان بی کران مواج
 گاه همچون پاره ای از آسمان خوش رنگ
خستگی از چشمهای خسته من باز می گیرد
 و سر انگشتان مرد رهگذر چون خار
 از تمام شهر می روید
جنگلی می گردد از انگشتها وز میوه های دوستی سرشار
 و صدای تاپ تاپ مرد پاپتی در شهر می پیچد
می گشایم چشم
 در اتاقم هستم و سرماست
 از میان نقشهای یخ که روی شیشه ها بسته
 قله پنهان در غبار مه
قامت رعنای کوه جاودان پیداست

سياووش كسرايي


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

كارنامه آيت الله.... پنجشنبه یکم مرداد 1388

ريس قوه قضاييه كه در ده سال پيش و زمانيكه  مسئوليت رو قبول كرده بود علنا گفته بود " ويرانه" رو تحويل گرفته... البته آگاهان و حتي مردم عادي هم با توجه به شرايطي كه "محمد يزدي و تيمش" براي قوه قضاييه تحت عنوان "محاكم عمومي" ايجاد كرده بود بر اين تعبير "آيت الله" خدشه اي وارد نكردند و حتي بايد گفت قويا هم تاييد شد... به خوبي بياد دارم كه در زمان محاكمه غلامحسين كرباسچي"شهردار" نگون بخت تهران  كه به رياست "محسني اژه اي" برگزار شد جرايد داخلي به تندي بر شكل اداره دادگاه تاختند.. ومهمترين نكته نبود دادستان بود هرچند در اون دادگاه براي "خالي نبودن عريضه" شخصي به عنوان "مدعي العموم "  در دادگاه بود  عنواني كه با توجه به قوانين اون روز  غير قانوني بود.. به هر حال هاشمي شاهرودي اولين كاري كه كرد  اصلاح "قانون محاكم عمومي و انقلاب" بود كه همون احياء دادسرا است... اگه دقت كنيم كار جديدي صورت نگرفت بلكه يه نفر خراب كرد و ديگري وضع به روزگار قبل برگرداند  و گام جديدي به جلو  ملاحظه  نميشه...برگشتيم به قانون 1304!!!! و جالب اينكه اين مطلب شده بعنوان نقطه مثبت براي ريس فعليياد ميشه...البته به نظر من هست اما چه بهتر بود كساني بودند كه جلو اون گند اول ميگرفتن ...

دومين نكته مثبت رياست "آيت الله"  ابلاغ بخشنامه  حفظ حقوق شهروندي بود كه در مجلس ششم تبديل شد به قانون.. اين البته قدم مثبتيه اما نظارت بر اجراي اين قانون ضعيف بود و به اصطلاح قضات براي اين قانون آماده نبودن.. به خود من يه بازپرس مهم در شهرستان همدان گفت كه من اين قانونو قبول ندارم!!!! و البته در جريانات اخير هم ديديم كه اصولا كسي اين قانونو اجرا نمي كنه و "مسولان قضايي" هم به قول جاهله "كشيدن به سبيلاشون"  و دم نزدن!!!!

 و البته نكات بيشتري هم هست مثل بهبود درامد قضات و تنظيم و تقديم لوايح..

اما نكات  منفي هم كم نبود... به نظر من مهمترين نكته سياه و تاريك اين ده سال پيدايش "ماده 187" در خصوص وكالت دولتي بود... متاسفانه اين لايحه از طرف  دولت"اصلاح طلب" محمد خاتمي به مجلس تقديم شد و خود ريس دولت  دسته كم 4 بار  با "سفاهت مثال زدني "از اون در مقابل چشمان بهت زده  اهالي حقوق دفاع كرد... كسيكه شعارش"دفاع از جامعه مدني " بود با نفهمي تمام  مهمترين ضربه رو به "قديمي ترين نهاد مدني كشور" كه كانون وكلاست وارد كرد و  از اين تاسف بار تر اينكه "مجلس ششم " كه اصلاح طلب بود هم اونو تاييد كرد.... جالب اينكه وقتي آقايون   اصلاح طلب به "حماقت "خودشون پي بردن تصميم به اصلاح اين ماده كردن نه يك بار و بلكه 6 بار اما شواري نگهبان زير بار نرفت ووو... به هر حال بعد از اتمام برنامه 5 ساله هم "ايت الله" به جذب وكلاي دولتي ذيل اين ماده ادامه داد...حتي بدون بودجه مصوب مجلس!!!!!!!!!!!!

 و در آخرين دسته گل هم ماجراي اصلاح آيين نامه قانون استقلال كانون وكلا بود... آيين نامه اي كه توسط همين مركز امور مشاوران ماده 187 براي كانون وكلا تنظيم شده بود!!!! آش اونقدر شور بود كه صداي "الهام" وزير دادگستري و كميسون حقوقي مجلس هم در اومد و نهايتا خودشون متوقفش كردن.... داشتم فكر ميكردم كه چرا اين نظام از "وكلا " خوشش نمياد ... يادم اومد كه "پهلوي ها" هم خوششون نمي اومد..وكلايي كه در زمان پهلوي دوم مدافع انقلابيون بودن چرا بايد امروز مغضوب حكومت باشند؟

خيلي خوشحالم كه"ايت الله هاشمي شاهرودي" دار از قوه قضاييه ميره چون اگه بود بعيد نبود از اين  كارا بيشتر نكنه.... حيفه شاگرد برجسته آيت الله صدر و مرحوم مغفور آيت الله "خويي"  به بدي در تاريخ حقوقي ايران ازش ياد  بشه...

اما اگر با انصاف باشيم نمره اي كه مي تونيم به كارنامه ايشون بديم به نظر من 12/5 هستش!!!!!!



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
» محمد تقی ابطحی
» سید علی ابطحی
» گفتگوهای تنهایی و شعر روز
» امیر ابطحی
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Designed By ParsTheme