انتخابات ریاست قوه اجرایی کشور بلاخره با تایید صحت اون توسط شورای نگهبان تمام شد.. اصلاح طلبان در همه جبهه ها شکست خوردند.. اول اینکه آرا فرد پیروز حدود دو برابر آرا مغلوبین بود ضمن آنکه رکورد مرد اصلاح طلب دیروز و به قول فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت "مرد خونخوار" امروز شکسته شد ... دوم اینکه با دستگیری چهره های شاخص دو حزب بزرگ و تاثیر گذار اصلاح طلب و شروع پروژه اعتراف گیری و زمزمه لغو فعالیت این دوحزب (مشارکت و مجاهدین) به نظر فعالیت رسمی اصلاح طلبی محدود و شاید ممنوع باشه و حداکثر تحمل حاکمیت از اصلاح طلبی به احزابی مثل "مجمع روحانیون" تعریف میشه.... سوم آنکه به نظر من این آخرین باری بود که اصلاح طلبان دارای نامزدی مستقل در انتخابات بودند و در انتخابات بعدی یا باید تحریم کنند و یا صرفا مردم رو به مشارکت دعوت کنند و یا اینکه به اصولگرایانی معتدل دست دوستی بدند.... من در اینجا پیش بینی میکنم در دور بعد هم به احتمال قوی "محمد باقر قالیباف" شهردار فعلی تهران ریس جمهور بشه... و بدین ترتیب بساط اصلاح طلبی در ایران جمع میشه و حدااکثر محدود به داشتن ۲۰ الی ۴۰ نماینده در مجلس میشه که حتی قدرت آبستراکسیون رو هم نداره...
اصلاح طلبان به نظر من باید چنددرس بزرگ از این انتخابات بگیرند: اول اینکه واقع بینی رو سرلوحه کار خودشون قرار بدن و به نظرات افراد سرد و گرم چشیده بیشتر توجه کنن و باید نظرات اشخاصی که من اونا رو " سیاستمدار تخیلی" می نامم مثل عباس عبدی در حاشیه قرار بدند
دوم اینکه به شدت مراقب افراد نفوذی باشند ... اظهارات " مهدوی" عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب این درسو به ما میده
سوم اینکه : در صورت داشتن مجوز فعالیت باید طوری عمل بشه که درهمه لایه های جامعه هم نفوذ پیدا کنند مثل کشاورزان- کارگران... اقشاری که وقت نمیکنن مقالات تاجزاده و عبدی و مطالعه کنند
وچهارم اینکه فکر میکنم این روزا میفهمند که خراب کردن هاشمی رفسنجانی چقدر براشون گران تمام شد... اونایی که روزی مقالات "علیجناب سرخپوش" می خوندن و کیف میکردن(مثل خود نگارنده) این روزا می فهمند که چقدر اشتباه کردن.... روزی که سران احزاب اصلاح طلب میرند زندان... افرادی نظیر ابطحی که معاون ریس جمهور بوده و کسی نیست به فریاد اونا برسه!!!! و این آفت همون افرادیه که به نظر من نمیدونند در چه جامعه و ساختاری دارند فعالیت میکنند و یران و با سوئیس اشتباه گرفتن!!!
و پنجم اینکه از سال ۱۳۷۶ بحث آمدن و نیامدن میرحسین موسوی بود... که اینبار آمد و جالب اینکه این مهدور الدم فعلی زمانیکه می خواست بیاد بین دو جناح سیاسی ایران سرش دعوا بود و هرکدام در تعلق وی به جناح خودش اصرار داشت!!!! به هر حال میرحسین موسوی هم برای همیشه تموم شد
در پایان یاد و خاظره همه درگذشتگان حوادث اخیر و گرامی میدارم و برروح بزرگ اونا از صمیم قلب درود می فرستم.... از ما فرزندان خود راضی باش ای ایران