موسم انتخابات این دوره مثل اینکه به این زودی ها تموم نمیشه...!!! من که امثال عضو ستاد مهندس موسوی بودم و در روند کار بودم دید دیگه ای دارم... من آماری که دارم مستقیما از ناظر های خود ستاد میگرفتم و اصولا زودتر از اعلام رسمی فهمیدم که شکست خوردیم و جالب اینکه همه آمار ها با هم می خونه و تناقضی نداره... بنابراین اگه تقلبی هم باشه قبل از ورود رای به صندوق هستش و به همین دلیل اگه هزار بار هم ارا باز شماری بشه بازم نتیجه همینه که هست!!! اما من میخوام از یه زاویه دیگه به قضیه نگاه کنم...اگه دقت کنید (ومن خودم به عینه شاهد بودم) همه کار ستاد مهندس موسوی حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب بود... درشهر ما هر روز ساعت 7 شب به بعد یه مشت دختر و پسر میومدن دور میدان آرامگاه و شعار میداند و فقط همین... به نظر من تاثیر حزب مشارکت فقط همینه.... این حزب از تاثیر عمیق بر همه توده های اجتماعیی عاجز هستش و فقط میتونه بر بخشی از طبقه متوسط شهری و تحصلیکرده تاثیر بذاره....
امروز اومدم به خیابان اصلی شهر (بوعلی) ...جمعیت زیادی هم بود اما ساکت!!!! به ندرت شعار میدادند و مامورها همه دنبالشون... بی اختیار یاد این قسمت از شعر سیاوش کسرایی افتادم:
....پرنده نور در کدام مشت بسته زندانی است؟
و فلز آفتاب در خون چه کسان رنگ میخورد؟
طلوع کن ای خورشید سیاه خشم
و ما را
در زیر چتر دردمندی خویش
فراهم آر
دست و بخت کوتاه مانده
و دهانها با بوسه سرد قفل همدم است
رها کنیم چشمانمان را
در سراییدن سرود اشک
که باشکوه است
حماسه برگزاری اشکریزان مردمی خاموش
درمعبر فاتحین.....