تبليغاتX
....تماشاي باران

....تماشاي باران
تيغ بركش اي فرياد ورجاوند كه هنگام هنگامه هاست ورنه ديوها افسانه هاي زيبا را تسخير ميكنند

سعيد

من سعيد آئينه وند (بختياري) وكيل پايه يك دادگستري و فوق ليسانس حقوق هستم.. به ايران و ايراني و پارسي گويان جهان عشق ميورزم و اميدوارم همه فلات ايران به زير يك درفش درآيد.. در اين وبلاگ به همه چيز ميپردازم از سياست تا حقوق و غيره... سعي ميكنم از سياست زدگي پرهيز كنم و واقع بين باشم.. دوست دارم با همه دوست باشم.. قبلا اسم اين وبلاگ" گفتگوهاي تنهايي " بود .

» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» اگر دين نداريد.....
» سقوط
» در ستايش حقوق بشر
» ريس جمهور همه چي دان...!!!!
» من از ابطحي متنفرم..
» استاد شجريان و تعهد...
» نكند اندوهي...
» دمكراسي ايراني.....
» براي ابطحي و ديگران....... در شب اعتراف
» كارنامه آيت الله....

اگر دين نداريد..... دوشنبه یازدهم آبان 1388

امروز گويا در دانشگاه "خواجه نصير" تهران  صفار هرندي سخنراني داشته كه به درگيري منجر شده... من به محتواي سخنراني و حرفهاي رد و بدل شده كاري ندارم اما بخشي از اون برام مهمه كه عينا از "رجا نيوز" سايت طرفدار دولت  نقل مي كنم:

به گزارش رجانیوز، صفارهرندي كه عصر امروز(یکشنبه) به مناسبت روز 13 آبان به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير در اين دانشگاه سخن مي گفت، در ابتداي سخنان خود در پاسخ به طرفداران موسوي كه شعار «ننگ ما، وزير فرهنگ ما» را سر مي دادند، اظهار داشت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران و اقوامشان، خود به خارج از كشور پناه برده است. دانشجويان حاضر در سالن در اين هنگام با دست زدن سخنان صفارهرندي را تاييد كردند...

كه همه خبرو مي تونيد از اينجا بخونيد

چند نكته در مورد  سخنان وزير معزول ارشاد قابل ذكر است:

اولين چيزي كه مايه تاسف و تعجب است اين مطلب است كه ايشان داشتن همسران متعدد و مايه "شرم " خواندند.. كسيكه اعتقاد به اسلام انهم از نوع با تعصب اون داره به نظر نبايد در مورد يكي از صريح ترين احكام اسلامي اينگونه قضاوت داشته باشه

دومين نكته ناجوانمردي  وي در پاسخ است و صحبت از كسي كه نه تنها در جلسه حضور نداره بلكه اصولا ايران نيست.. چرا بايد در مسائل شخصي ديگران دخالت كنيم؟ اگه منطقي داريد اعلام كنيد و اگه نداريد لطفا  حرف نزنيد و به قول مولانا  امام حسين  "اگر دين نداريد آزاد مرد باشيد"

سومين نكته هم  اينكه به نظر ميرسه امثال صفار بهتره در موردمديريت خودشون پاسخگو باشند تا به ديگران گير بدن............ همينجوري!!!!!!!!!!!!

...........................................................................................

# ضمنا اسم اين وبلاگ از اين تاريخ عوض شد كه در آينده علت اونو توضيح مي دم...


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سقوط جمعه بیست و چهارم مهر 1388

 نمي دونم از كجا افتادم  ... چرا سقوط كردم...؟؟ چرا هرچي دارم داره از دست ميره...  چرا انقدر شك؟ چرا اين همه ترديد؟.... اينهمه فكر بي خود چيه كه تو ذهن من مياد؟   دارم فكر ميكنم به گذشته... خدايا كمك كن نيوفتم چرا كه باز  بايد خودت زحمت  بيرون آوردنمو بكشي

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

در ستايش حقوق بشر یکشنبه دوازدهم مهر 1388

شايد مظلوم ترين واژ هاي در معادلات سياسي امروز جمعه ما يافت ميشه همين"حقوق بشر"  باشه... بسياري از سياسيون  كه به جرائت مي تونم بگم اصلا نمي تونند تعريف مشخصي از حقوق بشر ارائه كنند در بيانات هر روزه خود شون له يا بر عليه  اين مطلب سخن ميگند  و نشانه اين عدم اطلاع  و عدم آگاهي تقسيم حقوق بشر به غربي و غير غربي و يا حقوق بشر اسلامي هستش!!!  حقوق بشر كه در تعريف اون گفته شده:  حقوقي بنیادین و انتقال ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود.

.به بيان ساده تر حقوقي هستش كه شايسته و بايسته يك انسان فارغ از نژاد مذهب و جغرافيا و غيره مي باشد في المثل  ازاين ديدگاه ميزان برخورداري سياهان بدوي آفريقا با يك انسان مدرن غربي به يك درجه مي باشد  بنابراين ديدگاه تفاوتي در مذهب و غربي و شرقي بودن بشر موضوع اين حقوق نيست... امري كه تدوين كنندگان  "اعلاميه جهاني حقوق بشر به طور مطلق به اون نظر داشتن و 193 كشور عضو سازمان ملل متحد با عضويت در اين سازمان در واقع به طور اتوماتيك اين اعلاميه رو پذيرفتند... ايران كه ذاتا به عنوان يكي از ملل متحد  يعني كشور هايي كه بر ليه آلمان هيتلري و متحدانش اعلام جنگ كردند از اعضاي موسس سازمان ملل مي باشد در تدوين اين اعلاميه نقش داشته است و آنرا پذيرفته است

مفاد اين اعلاميه چيز عجيب  و غريبي نيست و به نظر من مهمترين سند قانوني بشريت در طول تاريخ هستش ... حق ازادي بيان / حق بر خورداري از شغل و مسكن مناسب/ حق مالكيت/ حق اقامت وووو مواردي هست كه در اين سند مهم قيد شده است... اما بعد از انقلاب و در تعامل با جهان غرب با توجه به نگاه ايدولوژيك به هر مطلب  عده اي و از جمله رهبران سياسي  كشور مرتبا با انتقاد از "حقوق بشر غربي" در مقابل از "حقوق بشر اسلامي"  سخن گفتن و بر اون تاكيد كردند و حتي سعي شد در مجامع اسلامي مثل گردهمايي  "روساي قوه قضاييه كشور هاي اسلامي " روي اين مطلب تاكيد  شود  و كشور هايي نظير سودان كه فقط در دارفور جان 2/5 ميليون نفر انسان رو گرفته و يا ليبي كه در لاكربي  و يا ربودن "امام موسي صدر" تروريست دولتي رو در پرنده اعمال خودش داره و يا عربستان سعودي كه زنان در اين كشور در واقع حيواناتي در خدمت مردان هستند و فاقد هرگونه  حقي وووو به اين امر علاقه نشون دادند و همراهي كردند ... اما اگر اين سياسيون ما يه بار ابتدا متن اين اعلاميه رو بخونند و با قوانين  كشور  از جمله  و خصوصا قانون اساسي تطبيق بدند فكر  كنم بايد يه تجديد نظر اساسي در اين ايده خود ساخته بكنند چراكه بيشتر موارد اين اعلاميه در قوانين ما موجود هستش.. اميدوارم  در همه جاي جهان  از جمله ايران سياستمداران براي بشر  به صرف بشر بودن احترام  قائل بشند و مثلا  فرقي براشون نكنه كه كه در طول 70 سال300 هزار نفر(شايد بيشتر و شايد كمتر آمارم تقريبيه)در فلسطين كشته بشند ما بايد" روز قدس" داشته باشيم و تمام  منافع كشور در اين راه و براي ملت فلسطين اين حاميان "صدام حسين" هزينه با  800 هزار توتزي كه ظاهرا ظرف چند روز و نه 70 سال توسط شورشيان هوتو  در رواندا نسل كشي شدند و يا اينكه به دليل رابطه خوبي كه با كشوري مثل "روسيه" داريم وقتي "ولادمير پوتين" چچن و شخم ميزنه  و قتل و كشتار ميكنه نظاره گر نباشيم و همچنين چين ووو

درپايان متن اعلاميه جهاني حقوق بشر ميذارم تا ببنيد و قضاوت كنيد:

ماده ۱: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می‌باشند و باید نسبت به یکدیگر مانند برادر رفتار کنند

ماده۲: هر کس می‌تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد

ماده ۳: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد.

ماده ۴: احدی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵: هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری تحقيرآميز ،موهن ، یا خلاف انسانیت و شان بشر قرار داد.

ماده ۶: هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده ۷: همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸: در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد

ماده ۹: احدی را نمی‌توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود.

ماده ۱۰: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.

ماده ۱۱: الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲: احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳: الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴: الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی‌توان از این حق استفاده نمود.

ماده ۱۵: الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب) احدی را نمی‌توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶: الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می‌باشند.

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷: الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد.

ب) احدی را نمی‌توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.

ماده ۲۰: الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.

ب) هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ) اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید.


ماده ۲۲: هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.


ماده ۲۳: الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ) هر کس که کار می‌کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می‌شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه‌ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴: هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می‌باشد.

ماده ۲۵: الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

ماده ۲۶: الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.


ماده ۲۷: الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده ۲۹: الف) هرکس در مقابل آن جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی‌تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰: هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.(منبع ويكي پديا)


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

ريس جمهور همه چي دان...!!!! جمعه سوم مهر 1388

  بعد از آنكه در اصلاحات و يا به تعبيري در تغييرات قانون اساسي در سال 1368 ريس جمهور "واقعا" ريس جمهور شد اكبر هاشمي رفسنجاني  انتخاب شد... كسيكه مجتهد متجزي در برخي ابواب فقه بود و حتي كتابي در تفسير قران دارد.. از طرف ديگه ميدانيم كه فقها و حقوقدانها  به دليل آنكه در مطالعات خودشون با طيف زيادي از مسائل درگير هستند به طور نسبي و نه مطلق  افرادي متخصص در فقه ولي با اطلاعات در ساير علوم همچون اقتصاد  رياضي  و غيره هستند... همين وضعيت در خصوص فلاسفه هم صادقه.. بنابراين اگر در زمان رياست هاشمي از اون اظهار نظر در خصوص مسائل زيادي رو مي شنيديم زياد تعجب نميكرديم و همچنين در زمان خاتمي كه هم روحاني و فارغ التحصيل حوزه بود و هم ليسانس فلسفه داشت.... اما قصه احمدي نژاد.. اين بنده خدا كه فارغ التحصيل  ترافيك هستش راجع به زمين و زمان اظهار نظر ميكنه كه شامل اقتصاد امنيت تاريخ  دين ووووو... خوشمزه تر اينكه وقتي مصاحبه خارجي ميكنه مرتب ميگه من يه دانشگاهي ام و مثلا در مورد هلوكاست اين پرسش و مطرح كردم!!! و كسي نيست به اين بنده خدا بگه تحصيلات و تخصص شما در خصوص ترافيك هست و به تاريخ ارتباطي نداره...در جريان مبارزات هم در مناظرهاي كه با دكتر محسن رضايي داشت دكتر رضايي در اواخر برنامه همين مطلبو بهش گفت كه دمش گرم... و نكته جالب اينكه در زمينه تخصص خودش هم اين بنده خدا بي تخصصه... مگه تهراني ها يادشون رفته با پروژه"دوربرگردان يا همون بشكه هاي آبي" به هرچي اتوبان و بزرگراه بود گند زد و جاييكه بايد تقاطع غير همسطح ميشد  اينجوري نو آوري شد!!!... به هرحال مطابق سنوات قبل  احمدي نژادالان  در نيويورك هستش و من اميد دارم اين بار اين استاد دانشگاه به جاي اظهار نظر در زمينه غير تخصصي  درباره آسفالت نيويورك بررسي و اظهار نظر كنه...

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

من از ابطحي متنفرم.. چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388

 خيلي سعي كردم به خودم بقبولونم كه اظهارات ابطحي در دادگاه تحت فشار بوده و عقايدش چيز ديگه هاي هستش... راستش الانم بر همين فكرم اما هم دلم براش ميسوزه و هم از رفتارش بدم مياد... من كه از وضعيت زندان مطلع ام ... يادمه يه موكل خلافكاري داشتم كه به من سفارش ميكرد يه كاري كن" ابد "نگيرم و اعدام شم!!! بعد جناب ابطحي تو زندان وبلاگ مي نويسه.. خوب اگه زندان خوبه چرا براي بقيه اين امكانات فراهم نيست؟  چه فرقي بين ابطحي و رمضانزاده هستش؟.. و يا طور ديگه اي بايد پرسيد ابطحي چه كاري كرده كه رمضانزاده نكرده؟... خوب اين سوالات بي پاسخ نيست و البته سوالات ديگه اي... به نظر من اگه اقاي ابطحي نمي تونسته فشار هاي احتمالي رو تحمل كه بايد مثل من و هزاران مثل من كنج عافيت و انتخاب ميكرد و وارد گود سياست نميشد... من از ابطحي متنفرم چون به اميد هزاران جوون طرفدارش خيانت كرد... من از ابطحي متنفرم چون ثابت قدم نبود.. من از ابطحي متنفرم چون عافيت طلبي رو دير انتخاب كرد!!!!

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

استاد شجريان و تعهد... شنبه چهاردهم شهریور 1388

شنيده بودم اين روزا استاد شجريان يه آهنگ جديد به مناسبت حوادث تاسف بار انتخابات خونده بود  تا اينكه   به طور اتفاقي تو يه سايت سياسي ديدم كه شما هم مي تونيد از اينجا اونو دانلود كنيد و حال  كنيد ... راستش من زياد آهنگهاي اين استاد مسلم موسيقي ايراني رو دنبال نمي كنم اما اين آهنگ و بارها  گوش دادم و لذت برم .. اميد وارم سايه استاد حالا حالها بر سر ما باشه... راستي ما چند تا شجريان داريم؟


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نكند اندوهي... سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

 بعضي روزا دوست دارم تا هميشه لحظاتي ادامه ميداشت... مثل اون لحظاتي كه هميشه موفقي و يا اينكه حداقل احساس ميكني غمي نيست!!! اما مياد... حتي  سهراب سپري هم وقتي پاهاشو مي ذاره تو آب  و ميگه من چه سبزم امروز و چه اندازه  تنم بيدار است ميترسه و با ترس ميگه نكند اندوهي سر رسد از پس كوه... ولي هميشه  اين اندوه لامصب سرميرسه و كاسه كوزه  مونو بهم ميرزه!!!  داشتم فكر ميكردم كه چه لحظات خوبي تو زندگيم بوده و راستش فكر ميكردم كه الانم چه خوبه كه يهو اندوه سررسيد.... بنابراين تصميم گرفتم ديگه از اين فكرا نكنم..!!!


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دمكراسي ايراني..... یکشنبه هجدهم مرداد 1388

خواستم نقدي براي دادگاه سران اغتشاشات اخير (جناح اصلاح طلب سابق) و يا مخمليون بنويسم ديدم  جناب اعلمي نماينده سابق مجلس و چهره شجاع  امروز كه فعلا در آزادي بسر ميبره و گويا قدرشو نميدونه!!! نقد گزنده و در عين حال حقوقي بر اين ماجرا نوشته مي تونيد از اينجا بخونيد... اما نمي تونم پنهان كنم كه از اين ماجرا ناراحتم و نميدونم چي ميشه البته مي تونم حدس بزنم كه بعدا با عفو ملوكانه!!!!!!  يه مقداري اوضاع آرام بشه  اما ايراني كه دوستش داريم روز به روز به سمت عقب در حال حركته...وقتي نامه محققانه استاد مسلم حوزه و دانشگاه "فرزند فقاهت" دكتر  سيد مصطفي محقق داماد و ديدم كه مي تونيد از اينجا بخونيد  احساس خطرم جدي تر شد.... اميدوارم هرچه زودتر اوضاع برگرده به روز اول..... بايد بپذيريم كه در ايران زندگي ميكنيم با دمكراسي ايراني.......

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

براي ابطحي و ديگران....... در شب اعتراف یکشنبه یازدهم مرداد 1388

 براي سران اصلاحات

براي ابطحي...بهزاد نبوي....ميردامادي...رمضان زاده...

هول

خواب می بینم
 که دماوند گران سنگ از میان رفته است
 کوه ورجاوند پیروزی
کوه پیشانی بلند آسمان آهنگ
 از میان رفته است
خواب می بینم
 کز همه موی سپید و یال سیم اندود
ریشه هایی مانده خون آلود
کوه زیبا از میان رفته است
 و تهی جای عظیمش معبر بادی است پیچنده
 گرد من تا چشم می بیند
 سر به سر لوت بیابان است
 وندر آن جا سوگوارانند
آشنایانند و یارانند
 خسته یا افتاده یا بشکسته جان درهم
مردمی همچون کلوخ کهنه اند و بی قرارانند
 آسمان بسته است
 آسمان بسته است همچون طاقهای ضربی مسجد
کاشی اش را سیمهای خارداری نقش افکنده است
 بر فراز پشته ای از کاه بنشسته
 مرد لوچی کز فلز اعتقاد مردمان بر پایشان زنجیر می بندد

 وز هراسی سخت
سخت می خندد
خواب می بینم
 کز کنار بام
 دختری گردن کشیده چون نهال لاله ای غمگین
دستمال آبی اش را می دهد بر باد
رهگذاری پاپتی مشتاق
می دود آغوش بگشوده
در پی آن آبی ژولیده با باد پیچیده
 تا میان شهر خلوت شهر آسوده
خواب می بینم
 در کنار بوته زاری شاعری فریاد می دارد
دامن گلهای یاس آبی ام هر شب
 عطر نیلی فام خود را پخش خواهد کرد
 و من از دریای تنهایی
 غنچه مرجان رنگارنگ خواهم چید
در کنار بوته زار اما
سوسمار از تشنگی بر خاک می میرد
 عاشقی آنسوترک آواز می خواند
 همره پرواز لک لک های وحشی از دیار ما
مرغ شب پیما سفر کردی
 باز اما باز
من مسیرت را به روی جاده های کهکشان تا صبح
 پاس خواهم داد
من ولی در خواب می بینم
 کوه کوهان از میان رفته است
 خوابهای تیره می بینم
 من در اعماق سیاه خواب
مردمی بی چهره می بینم
مردم بی چهره خاموشند
 مردم بی چهره سر تا پا سیه پوشند
 دستمال کوچک آبی
 از میان مردم خاموش می لغزد
 پاپتی پوینده و خواهان میان شهر می رقصد
 مردم بی چهره می جنبند
 مردم بی چهره در مهتاب می رقصند
یکنفرشان دست را در رقص وحشت می کند از تن جدا آنجا
یک نفر سر
یک نفر پا
 وای
 خواب دهشت زا
هر کسی دست آوریده های خون آلوده خود را کند ازپیکر
 می نهد بر خاک
باشد از این هدیه ها کم کم
پر شود ویرانه ماتم
قدر برآرد کوه یکتایی که سر می سود بر افلک
مردم بی چهره پا کوبان و وحشتناک می رقصند
پیش می ایند با آهنگ طبل قلبشان بی باک می رقصند
من به خود در خواب می تابم
من هراسان چشم می بیندم درون خواب می خوابم
 باز می بینم
یک به یک از طاق ضربی کاشی گلدار می ریزد
 باد
 در مسیرش عطر نیلی فام شب از قله های شعر می روید
عاشقان خفته را انگشت سرد صبحدم بر شیشه می کوبد
دستمال آبی پندار
 همچو رویاهای مهتابی شبان پردار
 بر تمام کوچه های خواب من پروازمی گیرد
 گاه چون دریا
دامن افشان بی کران مواج
 گاه همچون پاره ای از آسمان خوش رنگ
خستگی از چشمهای خسته من باز می گیرد
 و سر انگشتان مرد رهگذر چون خار
 از تمام شهر می روید
جنگلی می گردد از انگشتها وز میوه های دوستی سرشار
 و صدای تاپ تاپ مرد پاپتی در شهر می پیچد
می گشایم چشم
 در اتاقم هستم و سرماست
 از میان نقشهای یخ که روی شیشه ها بسته
 قله پنهان در غبار مه
قامت رعنای کوه جاودان پیداست

سياووش كسرايي


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

كارنامه آيت الله.... پنجشنبه یکم مرداد 1388

ريس قوه قضاييه كه در ده سال پيش و زمانيكه  مسئوليت رو قبول كرده بود علنا گفته بود " ويرانه" رو تحويل گرفته... البته آگاهان و حتي مردم عادي هم با توجه به شرايطي كه "محمد يزدي و تيمش" براي قوه قضاييه تحت عنوان "محاكم عمومي" ايجاد كرده بود بر اين تعبير "آيت الله" خدشه اي وارد نكردند و حتي بايد گفت قويا هم تاييد شد... به خوبي بياد دارم كه در زمان محاكمه غلامحسين كرباسچي"شهردار" نگون بخت تهران  كه به رياست "محسني اژه اي" برگزار شد جرايد داخلي به تندي بر شكل اداره دادگاه تاختند.. ومهمترين نكته نبود دادستان بود هرچند در اون دادگاه براي "خالي نبودن عريضه" شخصي به عنوان "مدعي العموم "  در دادگاه بود  عنواني كه با توجه به قوانين اون روز  غير قانوني بود.. به هر حال هاشمي شاهرودي اولين كاري كه كرد  اصلاح "قانون محاكم عمومي و انقلاب" بود كه همون احياء دادسرا است... اگه دقت كنيم كار جديدي صورت نگرفت بلكه يه نفر خراب كرد و ديگري وضع به روزگار قبل برگرداند  و گام جديدي به جلو  ملاحظه  نميشه...برگشتيم به قانون 1304!!!! و جالب اينكه اين مطلب شده بعنوان نقطه مثبت براي ريس فعليياد ميشه...البته به نظر من هست اما چه بهتر بود كساني بودند كه جلو اون گند اول ميگرفتن ...

دومين نكته مثبت رياست "آيت الله"  ابلاغ بخشنامه  حفظ حقوق شهروندي بود كه در مجلس ششم تبديل شد به قانون.. اين البته قدم مثبتيه اما نظارت بر اجراي اين قانون ضعيف بود و به اصطلاح قضات براي اين قانون آماده نبودن.. به خود من يه بازپرس مهم در شهرستان همدان گفت كه من اين قانونو قبول ندارم!!!! و البته در جريانات اخير هم ديديم كه اصولا كسي اين قانونو اجرا نمي كنه و "مسولان قضايي" هم به قول جاهله "كشيدن به سبيلاشون"  و دم نزدن!!!!

 و البته نكات بيشتري هم هست مثل بهبود درامد قضات و تنظيم و تقديم لوايح..

اما نكات  منفي هم كم نبود... به نظر من مهمترين نكته سياه و تاريك اين ده سال پيدايش "ماده 187" در خصوص وكالت دولتي بود... متاسفانه اين لايحه از طرف  دولت"اصلاح طلب" محمد خاتمي به مجلس تقديم شد و خود ريس دولت  دسته كم 4 بار  با "سفاهت مثال زدني "از اون در مقابل چشمان بهت زده  اهالي حقوق دفاع كرد... كسيكه شعارش"دفاع از جامعه مدني " بود با نفهمي تمام  مهمترين ضربه رو به "قديمي ترين نهاد مدني كشور" كه كانون وكلاست وارد كرد و  از اين تاسف بار تر اينكه "مجلس ششم " كه اصلاح طلب بود هم اونو تاييد كرد.... جالب اينكه وقتي آقايون   اصلاح طلب به "حماقت "خودشون پي بردن تصميم به اصلاح اين ماده كردن نه يك بار و بلكه 6 بار اما شواري نگهبان زير بار نرفت ووو... به هر حال بعد از اتمام برنامه 5 ساله هم "ايت الله" به جذب وكلاي دولتي ذيل اين ماده ادامه داد...حتي بدون بودجه مصوب مجلس!!!!!!!!!!!!

 و در آخرين دسته گل هم ماجراي اصلاح آيين نامه قانون استقلال كانون وكلا بود... آيين نامه اي كه توسط همين مركز امور مشاوران ماده 187 براي كانون وكلا تنظيم شده بود!!!! آش اونقدر شور بود كه صداي "الهام" وزير دادگستري و كميسون حقوقي مجلس هم در اومد و نهايتا خودشون متوقفش كردن.... داشتم فكر ميكردم كه چرا اين نظام از "وكلا " خوشش نمياد ... يادم اومد كه "پهلوي ها" هم خوششون نمي اومد..وكلايي كه در زمان پهلوي دوم مدافع انقلابيون بودن چرا بايد امروز مغضوب حكومت باشند؟

خيلي خوشحالم كه"ايت الله هاشمي شاهرودي" دار از قوه قضاييه ميره چون اگه بود بعيد نبود از اين  كارا بيشتر نكنه.... حيفه شاگرد برجسته آيت الله صدر و مرحوم مغفور آيت الله "خويي"  به بدي در تاريخ حقوقي ايران ازش ياد  بشه...

اما اگر با انصاف باشيم نمره اي كه مي تونيم به كارنامه ايشون بديم به نظر من 12/5 هستش!!!!!!



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
» محمد تقی ابطحی
» سید علی ابطحی
» گفتگوهای تنهایی و شعر روز
» امیر ابطحی
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Designed By ParsTheme